فراخوان شرکت در نظرسنجی ورگ در تاریخ اسفندار ما ۸، ۱۵۸۲ منتشر شد و آنچه که در پی خواهید خواند نتیجهی این نظرسنجی از خوانندگان ورگ است. تعداد شرکتکنندگان در این نظرسنجی 49 نفر بودند که یکی از دلایل تعداد کم آن نسبت به خوانندگان و اعضای خبرنامهی ورگ، دشواری شرکت در نظرسنجی بود. چون برای شرکت در نظرسنجی، فرد میبایست ابتدا یک فایل WORD را دانلود کرده و سپس پاسخهای خود را در آن وارد نموده و آن را دوباره به آدرس ورگ ارسال کند که این پروسهی وقتگیر باعث شد که تنها 49 نفر در این نظرسنجی شرکت کنند. با این حال، این تعداد شرکتکننده، جامعه آماری خوبیست تا توسط آن به نگاهی روشن از وضعیت ورگ و مخاطبان آن دست یابیم. پس با هم اطلاعات حاصل از این نظرسنجی به علاوه اطلاعات آماری ورگ را میخوانیم:
...باخی || شریرˇ ما 29، 1583 || آرشيوتيرماسينزه؛ وقتی يک فرانسوی، قاسمآبادی میرقصد!
| موردال ما 10، 1580
عصر روز جمعه، دوازدهم تيرمای 1580 ديلمی، بيست و ششم آبان ماه 1385 هجری شمسی، جمعی از شاعران، نويسندهگان، محققان، هنرمندان و علاقهمندان، به همراه اهالی روستای خورمه سيسکو (Xormə Sisku) از توابع اطاقور، در خانهای گالشی واقع در همين روستا، جشن باستانی تيرماسينزه (Tirmäsinzə) را برگزار کردند. در واقع اين جشن میبايست روز شنبه مطابق با سيزدهم تيرمای ديلمی برگزار شود که به دليل مشکلاتی، در روز تعطيل جمعه برگزار شد.
اين جشن جزو جشنهای باستانی گيل و ديلم است که خدا را شکر، کمتر از نوروزبل دچار فراموشی و نسيان شده. برگزاری اين مراسم، به ابتکار و همت صفرعلی رمضانی و با حضور شماری از علاقهمندان بسيار بيش از انتظار نگارنده بود. به جرأت میگويم که مدتها بود چنين از ته دل شاد نبودم.
فکر میکنم تصوير با چاشنی توضيح، بهتر بتواند گزارشی از اين جشن ارائه دهد. اين گزارش حاوی 32 عکس است و به همين دليل ممکن است نمايش کامل عکسها کمی طول بکشد:

آقا و خانم چالاک، صاحب خانهای که مراسم تا ساعت يازده شب در آن برگزار شد. يک خانه گالشی بسيار زيبا. اين دو نفر و بقيه اهالی خورمه، زحمت زيادی کشيدند. آقای چالاک، در خود مراسم تبریخوانی هم کرد که در ادامه گزارش عکسش را خواهيد ديد.

مراسم با دورهمنشينی و کالگب در تلاراتاقهای خانه آغاز شد و پس از غروب آفتاب، همانطور که در تصوير میبينيد، شام از نوع آبگوشت چرب و خوشمزه، در طبقه پايين خانه آماده خورده شدن توسط ميهمانان جشن بود. اکثريت قريب به اتفاق حاضران، با اين بخش از جشن به شدت موافق بودند!
آگاهان گفتند اصل جشن، همين بخش بوده و بقيه زوايدی بوده که افرادی معلومالحال بدان اضافه نمودهاند!!!

پس از پايان صرف شام، همهگی به تلاراتاقها (دو اتاق، که توسط دری کوچک به هم راه داشتند) رفتند تا صفرعلی رمضانی با توضيحاتی، آغاز مراسم را اعلام کند. در ضمن، يادی نيز از پوراحمد جکتاجی نمود که جايش در مراسم خالی بود.
در تصوير وی را در حال اعلام آغاز جشن میبينيد!

مراسم به اين صورت است که يک تبریخوان، همينطور که دوبيتیهای گيلکی میخواند، ظرف آبی به دست، وارد جمع شده و هرکس که دلش خواست، نيت نموده و شی کوچکی مانند سکه، سنجاق، دکمه و... در داخل ظرف پر از آب میاندازد.
سپس، دختربچه نابالغی وظيفه دارد که به ترتيب اين اشياء را از ظرف بيرون آورده و به افراد حاضر نشان دهد. البته پيش از بيرون آوردن هر شی، يک تبری (شعر کوتاه و هجايی گيلکی) خوانده میشود و آن دوبيتی فال صاحب آن شی خواهد بود.
در تصوير، يکی از تبریخوانهای مراسم را میبينيد که دارد فال آينده يکی از حاضران را رقم میزند!!!

دختربچهای درحال بيرون آوردن يکی از اشيا به قيد قرعه!

در تصوير، پروفسور کريستيان برومبرژه (Bromberger) رييس انجمن ايرانشناسی فرانسه در ايران را میبينيد که مراسم را با دقت و از بالا! زير نظر دارد. ايشان از بانيان طرح موزه مساکن روستايی در سراوان هستند.

آقای چالاک (صاحب خانه) هم تبری خواند.

آقای بهيم، يکی ديگر از تبریخوانهای مراسم. ايشان در خورمه مغازه دارند.

ناصر وحدتی هم در مراسم سرشوق آمده و يک تبری زيبا خواند. من تابهحال از نزديک صدای آواز ايشان را نشنیده بودم. در واقع هرگز هيچ سیدی با اين کيفيت به دستم نرسيده بود! اين مراسم بهانهای شد برای آشنايی من با اين مرد.

دختری که مسئول بيرون آوردن اشيا از ظرف بود، کسی نبود جز فاطمه، دختر مهربان صفرعلی رمضانی.
خوش به حال اونایی که از نزدیک این مراسمو دیدن ای کاش هر سال برگذار بشه و ما هم بتونیم ببینیمش













