خواهرزادهام کلاس اول ابتدائیست و دیگر میتواند بخواند و بنویسد. البته به کندی و سختی.
امروز جذب صفحهی رنگارنگ و شاد شماره جدید نشریه زیته شده بود و مشغول شمردن سینهای سفره روی جلدش بود.
محض آزمایش یک سطر از یکی از نوشتههای گیلکی را نشانش دادم و بدون اینکه بگویم فارسی نیست گفتم: بخون.
و دختر کوچولو این شعر میرعماد موسوی را افتان و خیزان خواند:
تيرماسينزه؛ وقتی يک فرانسوی، قاسمآبادی میرقصد!/3
| موردال ما 10، 1580

بهروز پورجعفر، يادی از شاملو کرد و شعری از اين شاعر فارسیسرا خواند.

بعد از صحبتهای بعضی از ميهمانان، نوبت به موسيقی رسيد. صفرعلی رمضانی با کمانچهاش، به همراه چند نینواز و يک تنبکنواز و سه نفر خواننده، فضای جشن را به سمتی پيش بردند که آگاهان گفتند: باحال بود!

عينعلی مهری ملکوتی، نینوازی اهل ملکوت. در مراسم نوروزبل با ايشان آشنا شدم که متاسفانه چون برای کاری میبايست به جلگه میآمد، نتوانستيم در نوروزبل صدای سازش را بشنويم. اما در تيرماسينزه جبران قضيه شد.

مسلم جهانی، تنبکنواز آن شب بود. در تمام مدت بخش آوازی برنامه که نی و کمانچه کاربرد داشتند، بیتابی میکرد که با فرارسيدن بخش ريتميک برنامه حالی اساسی به جمع داد، به طوری که اجتناب از حرکات موزون تقريبن غيرممکن بود!!!
يک چيزهايی درباره اتفاقاتی که بين ايشان و يک پلنگ افتاده بود از اهالی شنيدم که چون به ما ربطی ندارد، وارد بحث نخواهم شد.

خواهران بالايی لنگرودی در کنار محسن بالايی لنگرودی، شاد و خندان!

اين جناب نوزاد هم آواز خواند. و البته آوازش در مقابل حرکات موزون قاسمآبادی که در پايان مراسم انجام داد هيچ است! نگاه به اين عکس نکنيد که ساکت يک گوشهای ايستاده، حرکات موزون قاسمآبادی میکرد که به قول خارجیها آدم هاج و واج میماند!

اين هم آزيتا همپارتيان است. مترجم پروفسور برومبرژه. ارمنی ايرانیالاصل ساکن فرانسه! توضيحات خانم همپارتيان مبنی بر اينکه در فرانسه هم اغلب دانشجويان فنی در کارهای فرهنگی فعالند، خيال نگارنده را از بابت مشکلدار بودن خويش راحت نمود. نگارنده از همينجا با تمامی دانشجويان فنی فرانسه اعلام همدردی مینمايد.

ايرج بهيم، پسر همان آقای بهيم تبریخوان. در رابطه با قدرت صدای اين ايرج هرچه بنويسم کم نوشتهام. بايد میبوديد و میشنيديد.

صفرعلی رمضانی، با کمانچهاش غوغايی به پا کرد. هم خواند و هم نواخت. يکجا هم در ميانههای اجرا آرشه کمانچه پاره شد. نتايج اين غوغا را در تصاوير بعدی خواهيد ديد.

ناصر وحدتی درحال بيان: تازه يارَم بگيته بؤم، تی چوشم ِ کوری!

تلاش جناب پروفسور برای اجرای رقص قاسمآبادی.
آگاهان اضافه افزودند: جناب پروفسور به ترکيبی ابتکاری و جديد از حرکات موزون دست يافتهاند که بايد به اسم خودشان ثبت شود.

همانگونه که میبينيد، ناصر وحدتی، نتوانست خودش را نگه دارند و علیرغم تمامی تلاشها، در آخرين لحظات نوای کمانچه صفرخان و ريتم گالشی تنبک مسلم جهانی و همنوايی ميهمانان مبنی بر «اَههَ بگو»، ايشان را به ميدان آورد.
در تصوير پروفسور برومبرژه را میبينيد، در حالی که به شدت دچار احساسات شدهاند. آگاهان گفتند به احتمال زياد پروفسور برای سال آينده هم پايه جشن تيرماسينزه خواهد بود!
حاشيه:
# جای آقای جکتاجی (مديرمسئول گيلهوا) خالی بود، اساسی!
# دم صفرعلی رمضانی گرم به خاطر همتش در برگزاری اين مراسم و دم خانم ايشان هم گرم به خاطر تمام زحمتهايی که کشيد.
# عکسهای اين گزارش از آقايان ايلک آلبويه و دکتر مسيحا است. و البته چندتايی هم کار خودم است.
# سیدی تصويری اين مراسم به زودی پخش خواهد شد.
# از همه دوستان به خاطر عدم اطلاعرسانی پوزش میخواهم. اما من در جريان برگزاری نبودم و خودم ميهمان بودم و خيلی دير متوجه شدم.
لاهيجان/ امين حسنپور
در همين رابطه:
بخش اول گزارش
بخش دوم گزارش
اجرای آئين کهن سينزه تيرما گالشی/ وبسايت گالش
سالشماری و گاهشماری گیلکی
سلام . چه جمعی . خوشا به حالشان !!!
موفق باشی امین عزیز
تی وبسایت، یزد جی کیفیت دار دریافت بونه:-)
تی وبسایت رفسنجان جی هم نی امتحان ببو و رفسنجان گیلکونم تینن از تی وبسایت استفاده بکونن!!! :-)
تی دست درد نکونه به خاطر این همه زحمتیکه کشنی امین جان. و این که واقعاً خوش به حالت
سلام امین جان . به بازی شب یلدا دعوت شده ای . به وبلاگم سر بزن و از کم و کیف کار مطلع شو . شاد باشی. یا حق
حرف نزنی و همه فک کنن ابلهی خیلی بهتره تا اینکه حرف بزنی و همه تردیدارو از بین ببری. ------------------------
ورگˇ اؤجا:
من هر چه فکر کردم نفهمیدم که منظورت چه بود! سکوت؟ سکوت که؟ سکوت من؟ من اگر سکوت کنم بهتر است از اینکه سکوت نکنم تا کدام تردیدها از بین برود؟ کاش روشنتر میفرمودی تا روشن شوم.












