.: وب‌موجی :.
:: تالاب ملی بوجاق کیاشهر، زباله‌دانی شد!

:: آموزش گیلکی یا آموزش فحش گیلکی؟
یادداشتی در حاشیه فایل‌های صوتی بلوتوثی طنز آموزش گیلکی
:: چرا شبکه باران، شبکه نمونه استانی می‌شود؟

:: مجلس ایران آلودگی برنج وارداتی به آرسنیک را تایید کرد

:: نگاهي به كتاب «ميلاد زخم: جنبش جنگل و ...»/نيمه تاريك جنبش جنگل

:: وبلاگ اختصاصی خانواده دعایی
این وبلاگ به همت عماد نوروززاده، خواهرزاده دعایی‌های هنرمند راه افتاده است.
:: ایته خؤرؤم کوچی داستان، مسعود پورهادی جا

:: یادداشت جالب یوسف عزیزی بنی‌طرف درباره زبان مادری

:: سه سال حبس برای کوهزاد اسماعیلی
سیدکوهزاد اسماعیلی، مسوول شعبه گیلان سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) به سال حبس تعزیری محکوم شد.
:: مو یکته گیلک‌زوؤنم!
یادداشت محمد الهامی به مناسبت روز جهانی زبان مادری

آرشيو
.: پيشخان :.
Click for enlarge
زیته 13

1583 آول ما


Click for enlarge
مأری زوانˇ جهانی روز

(پوستر)


Click for enlarge
گیله‌وا 107

موردالˇ ما و تیرˇ ما 1583


آرشيو
.: وامج :.
.: ورگˇ خبرنامه :.
اگه خأييد ورگˇ خبرنامه‌ئنه فگيريد، ايته خالی ايمئيل، subscribe عنوانˇ همره اوسئه بکونيد ا آدرسˇ ره:
varg.glk[at]gmail.com

تمام حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به امين حسن‌پور می‌باشد.
هرگونه نقل يا استفاده از مطالب اين سايت در اينترنت، تنها با ذکر نام منبع و در کتاب‌ها و نشريات، با اجازه‌ی نويسنده مجاز است.



varg.glk[at]gmail.com
Atom|RSD|RSS1|RSS2
گيجيک:

خواهرزاده‌ام کلاس اول ابتدائی‌ست و دیگر می‌تواند بخواند و بنویسد. البته به کندی و سختی.
امروز جذب صفحه‌ی رنگارنگ و شاد شماره جدید نشریه زیته شده بود و مشغول شمردن سین‌های سفره روی جلدش بود.
محض آزمایش یک سطر از یکی از نوشته‌های گیلکی را نشانش دادم و بدون اینکه بگویم فارسی نیست گفتم: بخون.
و دختر کوچولو این شعر میرعماد موسوی را افتان و خیزان خواند:

...باخی || 1583، آولˇ ما 5 || آرشيو




ابراهیم مرادی؛ از یک انقلابی حرفه‌­ای تا سینماگر حرفه­‌ای

| آول ما 7، 1582

ahmad-zahedi.jpgابراهیم مرادی، نخستین فیلم‌ساز ایرانی، در سال ۱۲۷٨ خورشیدی در شهرستان بندر انزلی در استان گیلان متولد شد. او در 12 سالگی به نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچک خان پیوسته بود و در جمهوری انقلابی گیلان نیز نقش داشت. گفته می شود وی در مدرسه رشدیه انزلی به آموزش گریگور یقیكیان و سالن سینما تئاتر شخصی مرحوم عمید همایون، در انزلی با هنر تئاتر آشنا گردید. ابراهیم مرادی پس از شکست جنگلی‌ها برای بار نخست به شوروی گریخت و در جریان اقامت اجباری‌اش در مسکو جذب حرفه‌ی عکاسی شد. مرادی پس از بازگشت به ایران در سال 1309 کار فیلم‌برداری برای ساخت فیلم بلندی که بعدها «انتقام برادر» یا «روح و جسم» نام گرفت را در انزلی، آغاز کرد. این فیلم نهایتاً به شکلی ناقص در همان سال در سالن ارامنه‌ی شهر رشت به مدت 55 دقیقه به نمایش درآمد. انتقام برادر داستان زندگی دو برادر بود که هر دو عاشق یک دختر می‌شدند؛ برادر کوچک‌تر دست به قتل برادر بزرگ خود زده تا به دختر مورد علاقه‌اش دست یابد، اما روح برادر بزرگ درنهایت انتقام می‌گیرد و... ویژگی مهم این فیلم ساخت مستقل آن از جریان جاری سینمای آن زمان ایران است كه در تهران و هند متمركز بود.
moradi4.jpgمرادی ساخت و فیلم‌برداری این فیلم را هم‌زمان با فیلم‌برداری «آبی و رابی» توسط اوگانیانس، آغاز کرد. اما از آن‌جا که سینما در ایران هنری ناشناخته بود، هیچ كس حاضر به كمك مالی به او نشد و او نتوانست در آن سال بیش از هفتصد متر آن را بگیرد. چون روند تولید فیلم به شکلی نسبتاً کامل تا سال 1310 طول کشید، فیلم «انتقام برادر» سومین فیلم داستانی ایرانی است که در تهران به نمایش درآمد و از آن‌جا که تاریخ نویسان سینما زمان نمایش یک فیلم را در پایتخت ملاک داوری تاریخی خود قرار می‌دهند، نوشته‌اند مرادی سومین فیلم بلند سینمایی ایران را ساخته است که نادرست است. فیلمبرداری «آبی و رابی» ساخته‌ی آوانس اوگانیانس که از آن به عنوان نخستین فیلم فارسی نام برده در تابستان و پائیز 1309 انجام شده اما این فیلم که متاسفانه امروز نسخه‌ای از آن در دست نیست و به عنوان نخستین فیلم تاریخ سینمای ایران مشهور گشته است، علی الاصول داستانی نداشته، دارای مضمون خاصی نبوده و صرفاً تقلیدی از شوخی‌های کمدی فیلم‌های غربی همان زمان است. همچنین اوگانیانس نیز خود متولد عشق آباد ترکمنستان است. Rooh_Jesm.jpgنخستین لوکیشن (محل فیلمبرداری) در تاریخ سینمای ایران هم با این حساب در گیلان خواهد بود. همچنین نخستین بازیگران زن تاریخ سینمای ایران، خانم‌ها لیدا ماطاوسیان و ژاسمن ژوزف، از ارامنه‌ی ساکن بندر انزلی، نخستین زنانی هستند که در یک فیلم ایرانی نقش آفرینی کرده‌اند. در آن سال‌ها، خانم‌های ارمنی برخلاف خانم‌های مسلمان حق داشتند که بدون حجاب و با کلاه‌های جور واجور در خیابان‌ها ظاهر شوند و به همین دلیل حضور آن‌ها در نمایش‌نامه‌های مختلف و نیز در فیلم‌ها سر و صدایی به وجود نمی‌آورد. مرادی یا توجه به آشنایی‌اش با تئاتر از این موضوع در آن زمان استفاده کرده بود. moradi1.jpgابراهیم مرادی پیش از ساخت فیلم «انتقام برادر» در سال 1307 برای دومین بار به طور مخفی به شوروی و مسکو نیز سفر کرده بود، و برای یادگیری بیشتر فیلمسازی و تهیه ابزارآلات ساخت فیلم به لنینگراد هم رفت. دومین فیم مرادی «بوالهوس» نام دارد. در سکانس‌های آغازین فیلم بوالهوس که در سال 1313 در لنگرود ساخته شده به بخش‌هایی از آداب و رسوم و فرهنگ توده‌های روستایی شرق گیلان اشاره می‌شود. اما این موضوع با پیگیری داستان عشقی ـ اخلاقی فیلم به بیراهه می‌رود. با این همه بوالهوس نسبت به سایر فیلم‌های مشابه‌اش در آن زمان یعنی «حاجی آقا آکتور سینما» و «دختر لر» دارای انسجام و ساختار قوی‌تری است. که نشان از استعداد و شناخت بیشتر ابراهیم مرادی نسبت به سینما دارد. اگرچه مرادی به عنوان یک انقلابی حرفه‌ای با شکست مواجه شده بود، اما به عنوان سینماگری حرفه‌ای موفق بود. از جمله کارهای مفید ابراهیم مرادی ایجاد و فعال سازی مرکز فیلم‌های خبری در وزارت معارف وقت، تاسیس شركت «پرس فیلم» و «استودیو مرادی» بود. با وجود اتهام کمونیست بودن، ابراهیم مرادی مدت‌ها به عنوان مشاور در سمت‌های حکومتی حضور داشت و حتا یک مدال تقدیر هم از وزیر فرهنگ و معارف وقت دریافت کرد! گویا مرادی پس از آن که کاملاً توسط دستگاه تفتیش حکومت از نظر افکار و عقیده بررسی می‌شود، برای کار سینما مناسب تشخیص داده شده و اجازه فعالیت می‌گیرد. وی تا آخرین سال‌های عمرش از تلاش برای فیلم‌سازی و تربیت جوانان دست بر نداشت و حتا در 1338 وقتی که شصت ساله بود براساس فیلم‌نامه‌ای نوشته‌ی خودش، فیلم «گوهر شب چراغ» را کارگردانی کرد. فیلم‌های مرادی اغلب در گیلان اتفاق می‌افتند و او همواره علاقه و الفت خاصی نسبت به زادگاهش داشته است. ابراهیم مرادی یک مخترع خوش فکر هم بود. او علاوه بر این که دوربین فیلم‌برداری‌اش را خود ساخته بود، ادواتی چون «دستگاه زیرنویس گذاری برای فیلم» و «دستگاه صداگذاری فیلم» را نیز در ایران ساخت. نشان عالی مدرسه معروف اكول یونیورسال پاریس را كسب كرد و پس از كناره گیری از سینما در سال 1351 مدرسه «كودك پاد» را با هدف كشف كودكان استثنایی و نابغه تأسیس نمود و پنج سال بعد در 79 سالگی به سال 1356 درگذشت.


نوشته‌ی احمد زاهدی لنگرودی
ahmadzahedi[at]gmail.com

توضیح: متنی که خواندید بخشی از پژوهشی‌ست با نام «سینما و سوسیالیسم در ایران» (از احمد زاهدی لنگرودی) که در صورت تمایل بخش دیگری از این پژوهش را با نام «احمد شاملو در سینمای ایران» که پیش‌تر منتشر شده می‌توانید در اینجا بخوانید.

منابع:
امید، جمال / تاریخ سینمای ایران 1279- 1357 / نشر روزنه / 1377
مهرابی، مسعود / تاریخ سینمای ایران از آغاز تا سال 1357 / نشر پیکان / 1383
وبلاگ موج نو
وبلاگ ستاره بانو
ویکی پدیای فارسی و چند سایت اینترنتی مرجع دیگر


توضیح ورگ:
پس از تذکر یکی از خوانندگان با نام Farid درباره‌ی تاریخ فرار مرادی به شوروی، نویسنده‌ی این مطلب (احمد زاهدی) در ایمیلی به ورگ، اشتباه خود را تایید کرده و متن را اصلاح کرد و ورگ نیز این اصلاح را در متن اعمال کرده است.
با تشکر از هر دو این رفیقان.




ديگرانˇ گب:
s | March 11, 2009 11:30 AM

ای عکس کی شی ایسه؟! هو مورادی عکس خسّی بنین ده. این هم مورادی صفحه فارسی ویکیپیدیای میئن :
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C

سایه | March 11, 2009 1:21 PM

سلام دوست عزیز
شیمی دست درد نوکونه

خیلی خواندنی و جالب بو

ممنون از شیمی خبر رسانی

بهاری و سبز ببید

مهدی راد | March 11, 2009 3:31 PM

سلام
یکی از بهترین کارهایی که می توان انجام داد همین است که شخصیتهای معروف گیلانی را که در لا به لای برگ های تاریخ پنهان مانده اند دوباره بازشناسی شوند و بر ماست که نامشان را زنده نگه داریم.
ممنون از پست بسیار خوبتون
M.Rad

احمدپور | March 11, 2009 4:56 PM

سلام- شیمی دست درد نوکونه با ا گزارشی ک بنایید - مر خیلی جالب بو
خیلی از اماها ا بزرگان نشناسیمی
کاری که شوما کونید فوق العاده و بی نظیره
هرجا ایسایید شاد و خرم بیبید-امین جان عزیز
با دوتا خبر بروزم

حسین طوافی | March 11, 2009 5:37 PM

سلام و ممنون از شیمی لطف کیی مصاحبه یا به ورگ لینک بوکودید. از خواندن ا جالب مطلب هم خیلی لذت ببردم. موفق بیبی و همیشه پیروز.

امین ثنائی مقدم | March 11, 2009 11:05 PM

دوربینهای فیلمبرداری او دوره هم دیدینی بودن ها

شاهین ابای | March 12, 2009 12:32 PM

تی دست درد نوکنه برر . انزلی چی ابایه

سعید(گیلان استان زیبای من) | March 12, 2009 8:46 PM

سلام به همشهریان گلم
از دیدن سایت شما واقعا لذت می برم
خواستم
فرا رسیدن سال نو را پیشاپیش تبریک عر ض می نمایم
به امید سالی پر از خیر و برکت....

اسپهبد ديلمي | March 12, 2009 9:43 PM

سلام برار شيمي دس درد نوكونه.
خيلي جالب بو.

Farid | March 17, 2009 2:18 AM

matn-e jalebi bood
amma tarikh faraar-e oo beh shoravi baayad badaz 1299 baashad
zira jomhoori Gilan dar in sal shekl gerfte,va shekaste jangalian dar sal-e 1300 ettefagh oftad

-------------------
ورگˇ اؤجا:
پس از تذکر یکی از خوانندگان با نام Farid درباره‌ی تاریخ فرار مرادی به شوروی، نویسنده‌ی این مطلب (احمد زاهدی) در ایمیلی به ورگ، اشتباه خود را تایید کرده و متن را اصلاح کرد و ورگ نیز این اصلاح را در متن اعمال کرده است.
با تشکر از هر دو این رفیقان.

caspo | March 17, 2009 12:09 PM

سلام
خدا اونه بیامورزه
تی دسسأم درد نوکونه

Durag | March 18, 2009 4:41 AM

درود برا جئن.
تی بنویشته ف پور جالیب و خئوندنی بو. پیله گل احمد زاهدی لنگرودی دسسانی درد نوکونی .
او مرحومه ره ابدی ارامش ناجه دارمه.

امین جئن جه اینکه دوننه جه می وبلاگه ممطالیبه تب پیلخ سایت مئن لینک بئدی تی جی سپاسگوذارم. جه اینکه م قابیل بدونسی سپاس براری.

راسسی جئنه برا. یکته جدیده مطلب امرا آپ ببوم . وخت بئدی ، ای گرش بیه می ور . خوشالا بومه.

می جدیده بنویشته اینه :

کسوف و چهارشنبه سوری و فشفشه !
وقتی که کودکی بیش نبودم ، روزی به همراه مادرم رفتیم خونه ی پدر بزرگم. خونه شون در یکی از محله های قدیمی آستانه واقع شده .وقتی که رسیدیم . مادرم وارد خونه شد ولی من بنا به عادت مالوف جیم زدم و رفتم سر کوچه با بچه ها مشغول "گل گوده بازی " شدم ! ( یه بازیه که در اون بچه ها به دو گروه تقسیم می شن، سنگر می گیرن ، همدیگر رو تعقیب می کنن و به طرف هم گلوله های کوچکی گل رس پرتاب می کنن . هر کسی که تیر بخوره ! مثلا می میره و بعدش باید به تیم مقابل ملحق بشه این بازی تا جایی ادامه پیدا می کنه که همه ی افراد تیم مقابل بمیرن !! و به تیم خودی وارد بشن یا تا زمانی که مادر ها با " شترکه "( ترکه ی چوب ) دنبال بچه هاشون بیان !! بعد از اتمام بازی جاهای مختلف بدنتون تا چند هفته کبوده !!! ) ...........................


همشگ شاد و برقرار ببی برار.


آستانه چه خبر؟ | March 18, 2009 3:51 PM

درود بر امي گيلون زاكون كه همش باني ايفتخارن.

Farid | March 21, 2009 3:54 AM

Dar vikipediaye Gilaki az shakhsi be name YOUHANNA DEYLAMI nam borde shode, va az oo beh onvane katabe yeki az chahar Enjil yad shode ast
Ba tavajjoh be ahammiate mozoo aya mitavanid ettelaate bishtari dar morede oo bedahid? besyar mamnoon mishavam
Agar chenin chizi dorost bashd, bayad goft do tan az shakhsiyat-haye taraze avvale jahane Masihiyat va eslam Gilani mibashand
Chenankeh midani Abdoghadere Gilani,rahbare Mazhabe Ghaderiyeh ast keh bish az 200 milion az mosalmanane ahle-sonnat peyrove oo hastand

آرمین گیله‌مرد | March 21, 2009 6:40 PM

سلام و سال نو مبارک

نسی | March 21, 2009 6:50 PM

لطفاً بخونین و تغییر بدین(سیاهکل):

http://glk.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%AD%D8%AB:%D8%B3%DB%8C%D8%A7%DA%A9%D9%84


-----------------
ورگˇ اؤجا:
ریفئق؛ ویکی‌پدیا مئن همه تینن مقالاته دچین‌واچین (ویرایش) بکونن و اوشؤنه تغییر بدن. نیاز نیه که ائره درخاست بکونین که دیگرؤن تغییر بدن. خودتؤنم تینین اونˇ مئن دچین‌واچین بکونین. حتی لازم نیه اونر مئن عضو ببین (کی البته بئتره که عضو ببین).
اگر خودتؤن سیاکلی ایسسین، چی بئتر که خودتؤنˇ لهجه همره اؤره بنویسین. الؤن یک نفر یک‌ته متن خوب به گیلکی بنویشته، ولی اونه بنأ «بحث»ˇ صفحه مئن که لازمه منتقل ببون به صفحه‌ی اصلی وانیویس (مقاله).

ميرزاخواه - علي | April 11, 2009 10:04 AM

ضمن عرض تبريك سال نو . وتبريك براي انتخاب شايسته مطالب فرهنگي - هنري
شيمي دس درد نكنه .به اميد سربلندي
همه گيله زاكون...



* او گبؤنی که اوشؤنˇ مئن تؤهين يا تهمت يا تجاری تبليغ دبون، حذفأ بونه.
* پيام‌های حاوی تبليغ، تهمت يا توهين به ديگران حذف خواهند شد.

















ورگˇ مئن بخانيد:
:: اسفالتˇ سر، وارشˇ جیر (5): وؤت و اجباری!
:: گزارش به آینده: این‌جا گوانتانامو نیست، دیلمان بود.
:: ناخنکی به یک بحث مفصل!
:: مدخلی بر مانیفست هویت‌خواهی گیلک
:: سَوزدَوَسته سورخˇ دار
:: یادداشتی بر داستان گیلکی باموته، نوشته‌ی امین حسن‌پور
:: باموته
:: ایتا کوجی داستان، مسعود پورهادی جا
:: من یک کشاورززاده‌ام!
:: زاکِی جان
:: هشت عکس از ایمان روحانی
:: بگوبشتؤ، فرامرز دعایی همره
:: روایت غیرایدئولوژیک، کودکی‌ست که هنوز زاده نشده!
:: در ستایش ویکیپدیایی بودن!
:: اسفالتˇ سر، وارشˇ جیر (4): Fast Food!
:: گفت‌وگوی روزنامه‌ای!
:: روزنامه
:: نوروزبل 1583 و یک جمع‌بندی چهارساله
:: دو واوین
:: سفیر خان احمد در دربار تزار