فراخوان شرکت در نظرسنجی ورگ در تاریخ اسفندار ما ۸، ۱۵۸۲ منتشر شد و آنچه که در پی خواهید خواند نتیجهی این نظرسنجی از خوانندگان ورگ است. تعداد شرکتکنندگان در این نظرسنجی 49 نفر بودند که یکی از دلایل تعداد کم آن نسبت به خوانندگان و اعضای خبرنامهی ورگ، دشواری شرکت در نظرسنجی بود. چون برای شرکت در نظرسنجی، فرد میبایست ابتدا یک فایل WORD را دانلود کرده و سپس پاسخهای خود را در آن وارد نموده و آن را دوباره به آدرس ورگ ارسال کند که این پروسهی وقتگیر باعث شد که تنها 49 نفر در این نظرسنجی شرکت کنند. با این حال، این تعداد شرکتکننده، جامعه آماری خوبیست تا توسط آن به نگاهی روشن از وضعیت ورگ و مخاطبان آن دست یابیم. پس با هم اطلاعات حاصل از این نظرسنجی به علاوه اطلاعات آماری ورگ را میخوانیم:
...باخی || شریرˇ ما 29، 1583 || آرشيومن یک کشاورززادهام!
اکبر پورمحمد | تیرما 16، 1583
من یک کشاورز زاده ام، پدرم هم کشاورز زاده است، پدر پدرم هم کشاورز زاده بود. پشت در پشت، تماممان به کشاورزی متولد شدیم، زندگی کردیم و مرده اند و می میریم!!
اول ماجرا بگویم قصدم نوشتن یک مقاله تحلیلی و آماری نیست. از این نمودارها هم شما دیده اید هم حضرات به فرایند خلق آن اشراف کامل دارند.
قصدم این است به مثال متجددین گمراه!! هاریگیری کنم شاید هم در خانه شیر گاز را باز کنم و به خواب عمیقی بروم. سرتان را به درد نمی آورم و یک راست می روم سر اصل مطلب:
پدر بزگ خدا بیامرزم-خدا رفتگان شما را هم بیامرزد- از همان روزها که با گاو و گاو میش خیش به مزرعه می زد، اگر می دانست امروز پسرش و نوه اش که من باشم چه به روزگارمان می گذرد عمرا تن به آبادانی می داد. ما که پوستمان کلفت تر از این حرفهاست. انقلاب سفید هم روسیاهی را برای سلطان زغال گذاشت. امروز اجانب تن به تن حضرات مقدس داده اند، دیگر قصد ورود ادوات کشاورزی مستهلک و بی کاربرد نیست قصد تخریب خانه ی پدری ام است. آنجا که من متولد شده ام رشد کرده ام.
انگار اضغاث احلام است. جنگ راما نتیجه به خیر نمی دهد. خاطرتان مکدر نمی کنم اما حرف از تولید با وابستگی نیست عجانب مقدس می خواهند از ریشه بزنند. باورتان می شود تخم ترکه ی همان قوم یعجوج معجوج هنوز فکر می کنند کنار منقل و بافور مدرنشان می توانند استخوان اجداد من را آتش سرخ بن کنند.
حرفتان را می فهمم اما به همان دادار، که حق مدارش نه به این خواهد ماند. ظلم یک روز خرشان را می گیرد.
برنج طوبی خانم هم به زور در سبد غذایی جا بدهی یا برای تبرک هم که شده آتش بسوزانی که من اسپندش باشم تحملم به اجدادم رفته است. راستش اینکه شامورتی های دوران پهلوی هم انتر به این متوازنی داشته اند یا نه نمی دانم؟! شما که در جریان نقدینگی این تریبون کذایی هستید!! چه بگویم پدر پدر سوخته ی این تئورسین های غرب زده ی multimedia(چندرسانه ای!!) را که هر روز یک بامبولی در می آورند!! کلا پول داشتن خوب است اینکه هدف وسیله را توجیه می کند یک اندیشه ی لیبرالیستی است، من سر در نمی آورم!! تبلیغ نکنند؟ می شود؟ تازه من خاطر چرا حزین کنم که عدالت در سبد خانوار دارم!!
راست و پوس کنده دیگر پدر برنج کاری مملکت دارد در می آید. اینکه واردات از کدام خراب شده ایست من کار ندارم شما قضاوت کنید کدام ولایت با خود این می کند که ما. قصه همان سنگ بستن و سگ گشودن است!! اشتغال زایی در برنج کاری شده قضیه ی یک بام و دو هوا!!
به قصد سنت شکنی راه حل هم ارائه می دهم بنده حقیر:
1. سر کتاب باز کنیم شاید در آمد، این برنج رعنا از کدام ولایت است. نمی شود از زیر بته که به عمل نیامده بی پیر!!!
2. بند ناف کودکی را با نیت اصلاح بدهیم پیر زنی مومنه ببرد شاید آسمان قرمبه ای شد و اوضاع کن فیکن!!
دیگر به ذهنم چیزی نمی رسد، خدا عاقبت همه را ختم به خیر کند.
ان شاء الله
سربس (منبع): زیته، سال پنجم، نیمشماره اول
نگران نباش دوست عزیز. از این کارها سال هاست که انجام میشه اما نتیجه ای نداده.حالا این بار نوبت به نشریه ی شما رسیده ! اما نا امید نشو و ادامه بده .
به امید آزادی کوهزاد عزیز و همه ی اسیران راه آزادی و نشریه ی شما!
از بابت راهنمایی خیلی ممنونم.
امی دایره لغت ایپچه نم دره. ادبیات مره یم کی ارتباطی نریم. اومیدوارم در آینده کاری شروع ببه کی اجور نکات اونه دورون بمانه وامن بتنیم استفاده ببریم.
بخشه وب دواریه به وب موجی تغییر نام بدم.
ای لینکه نیگا بکون ---------------------------------
http://www.gsi.ir/Training/Lang_fa/Page_25/DataId_10062/Action_BodyView/article.html
ورگˇ اؤجا:
تی دس درد نکونی أدأش. ای مقاله متنˇ کامله کؤىه جی شأنه یاتن؟
مي جون امين . از بابت تي خرم هديه ممنونم . باوربكون كه خوشهالي جه ونگ بزم ايي تسك و تنهايي مئن . هميشك باقي ببي برار
زنده باد طالشستان بزرگ وازاد!
دوست عزيز من هم يك كشاورز زاده ام، ولي خودم آنچنان كشاورز نيستم و در خارج فكرم هميشه اينست كه اي كاش در سرزمين خود، كاس، بودم خيلي ها فكر ميكنند كه مشكل در طرز تفكر هست و كسي كه دامن به واردات از كشورهايي مثل هند و پاكستان و چين كه نيروي انساني ارزاني را دارا ميباشند ميزنند به اين امر آسان پي نبردند كه واردات برنج و ديگر كالاهاي كشاورزي يعني از بين بردن كشاورزي كاس. متاسفانه واقعيت امر بدينگونه است كه طراحان اصلي وارادات برنج خيلي خوب به مشكلزايي آن آگاه بودند و عمدا دست به اين كار زدند. معرفي زيربنايي دلايل ضد كاسي دشمنان كاس نياز به بحث هاي طولاني و آگاهي شنونده يا خواننده به تاريخ آدمي، نه چرنديات تاريخ معمولي، دارد براي مثال تاريخ معمولي مدعي است كه كوهيار به مازيار قارنيان خيانت كرد و بابك (همرزم مازيار) ترك بود و مورخ ال-تبري كاسي بود و ميرزا كوچك خان جنگلي خودش دچار كولاك شد و درگذشت و ... و خلاصه امروزه، واردات برنج نتيجه نوعي از طرز تفكرات اقتصادي است. در صورتيكه تاريخ-آدمي همه اينها را رد ميكند و حتي ثابت ميكند كه ميرزا كوچك خان جنگلي را با روشهاي انگلي به رفتن قبولاندند و با همان روشهاي نجس دچار كولاك و سردرگمي در كوهستان كردند يكي دلايل اصلي مسئله واردات برنج هم براي از بين بردن كشاورزي كاس، و به تهران و ايران (و يا حداقل به شهرهاي كاس) راندن كاسيان و قاطي كردن آنان با نژادهاي فارس و ايراني و عرب و ترك و تركمن و افغاني و سيستاني و بلوچ و لر و كرد و غيره ميباشد. شايد يك نگاه كوتاه به فقط سه دهه گذشته و ميزان عجيب جايگزيني كاسيان با اين نژادهاي نامبرده شده ادعاي ما را كمي پذيراترميكند. دلايل اصلي از بين بردن نژاد كاس ريشه دنباله دار چند هزار ساله دارد و همانطوريكه قيد شد نيازمند بحث هاي طولاني است كه بعضي از اين بحث ها مختصرا در اين سايت يافت ميشوند http://kaasian.atspace.com براي مثال افشاگريهاي كاسيان تا حال دو نژاد عرب و ايراني را غير-آدمي معرفي كردند. يعني اينها حتي آدم هم نيستند برگرديم روي اصل مطلب، يعني وارادات برنج. دوست عزيز، من دو-سه دهه اي هست كه در خارج زندگي ميكنم و مثل شما نميتوانم تغييرات عمدي و شيطاني ايجاد شده در كاس را حس كنم ولي اگر همان سي سال پيش بود و دچار اين مشكلات وارادات برنج ميشدم (اگرچه اجدادم گندم كار بودند) اولين كاري كه ميكردم با كشاورزان كاسي روستاي خودم روي ساختن يك انجمن ساده و بي خرج و بي درد و سر صحبت ميكردم . در آغاز، شايد توانايي جلب فقط چند نفر (آنهم از هم سن و سالم) را داشتم، ولي در ساخت يك انجمن ابتدايي موفق ميشدم. در ابتدا، انجمن من فقط به نشست هاي هفته اي و شايد به صحبت و گپ زدن در مورد مشكلات بسنده ميكرد. مهمترين خوبي انجمن اين بود كه ما احساس تنهايي نميكرديم. بر عكس، احساس اتحاد ميكرديم و بر ترسمان غلبه ميكرديم اگر چه هنوز مشكلات مربوط به كشاورزي و برنج وارداتي همچنان باقي بود انجمن ما نياز به نام داشت واين خيلي مهم بود بخصوص اينكه به ما احساس جدييت ميداد و بعدها كه در شهرها براي عرضه برنج رجوع ميكرديم باعث ميشد جدي گرفته شويم مهم اين بود كه مثل قديم و حتي قبل از اواخر قاجار، انجمن ما روي كاس حساب ميكرد و برخلاف صده بيستم عادت به جلب مشتريان از ايران و اعراب و كشورهاي تركي و ديگر دشمنان كاس را كنار ميگذاشت كم كم انجمن ما دست به عمل ميزد و براي مثال با مغازه داران عمده فروش و خرده فروش شهرهاي كاس صحبت ميكرد و مهمتر اينكه روزانه يك دكه موقتي در يكي از شهرهاي مجاور روستايمان راه ميانداخت. براي مثال اگر انجمن ما داراي فقط چهارده عضو از چهارده خانواده روستايمان بود روزانه يك نفر از كل انجمن برنج همه را به شهر ميبرد ومستقيما آنرا از كشاورز به مصرف كننده انتقال ميداد و بدينگونه قيمت آن خيلي كمتر از همان برنج ما در كنار برنج وارداتي در مغازه ها بود. مهم اين بود كه هر چهارده روز فقط يكبار نوبت خانواده من ميشد در كنار دكه يك پلاكارد عظيم هم نصب ميكرديم تا هم از قيمت ازران برنج كاسي تبليغ كنيم و هم از آينده ناخوشايندي كه برنج واراداتي براي كاس و كاسيان به ارمغان ميآورد پرده گشايي كنيم بعد كم كم انجمن ما كشاورزان ديگر روستاي ما و شايد روستاهاي مجاور را هم جلب ميكرد و از اينرو عرضه روزانه برنج به دو-سه شهرهاي ديگر مجاور هم صورت ميگرفت. بعد از چندي، انجمن ما روي به راه حلهاي اصولي تر و دراز مدت تر، مثل خريد يك مغازه در شهر مجاور روستايمان، ميآورد و دكه هاي موقتي روزانه را كنار ميگذاشت وحتي دست به ساخت صندوق كمك اظطراري براي كشاورزان انجمن درست ميزد و غيره خداي مسيح يارمان باد
تی دس درد نوکونه یازده آذر معرفی بده بازم تشکر
جناب ورگ -----------------------------
از طریق ویکی فاشیستی فارسی با شما آشنا شدم
کاربر تبریزلی هستم که مقاله فارس سازی را شروع کردم
سه ماه مجدانه و صبورانه تلاش کردم تا به نتیجه ای که شما رسیدید رسیدم.
فضای ویکی فارسی شدیدا شوونیستی است.
هویت طلبی شما در گیلان و زیر بمباران شدید فارس ها یه گونه ای که شدیدا تبلیغ میکنند گیلکی همان فارسی است و گیلک همان فارس است شایان تقدیر است.
هویت طلبان ترک را در کنارتان بدانید.
همه ما تلاش میکنیم تا فاشیزم رضا خانی را بشکنیم و نابود کنیم.
موفق باشید.
ورگˇ اؤجا:
رفیق گرامی، متاسفانه همینطور است. پس از خواندن آن مقاله دیدم که تبدیل شده به نقض خودش و تلاش مذبوحانهای شده تا فارسسازی را کتمان کند و چهقدر «تابلو» این کار را کردهاند!
هر وقت که میگوییم فارس، سریع جواب میشنویم که ما قومی به نام فارس نداریم. در حالی که اینجا فارس به معنی فرهنگ مسلط است. فارس همان زبان فارسی و فرهنگ فارسی و تاریخ فارسی است و نمادهای تاریخی-هویتی مربوط به خودش.
جناب ورگ آدرس جی میل سی کاسپی رو لازم دارم. میتونید کمکم کنید؟ ----------------------------------
ورگˇ اؤجا:
امیدوارم خودش اینجا را بخواند و در صورت تمایل با شما تماس بگیرد.
اگر مقاله خاسه بی، فیکر کونم، اونه نویسنده ای میل بزن، تره اوسی بونه.
تی فدا.
نام نويسنده : على شکيبا آزاد
پست الکترونيکي : marinegeo@gsi.ir
شماره تلفن تماس : 021-66070561
ایجباری (سربازی)بشئی یا نا؟
الان کویان دری؟ تی گوذر رشت دکت، خوشحالابوم مره یه سر بزنی. می آدریسه که دونی؟
خطاب به شروينيان
گرامی: در گیلان نیاز آنچنانی به تاسیس چنان انجمن هایی که بیشتر کارشان عرضه محصول به صورت مستقیم در بازار باشد، نیست. چرا که از دیر باز در گیلان روزبازارهایی هستند که در ان کشاورزان به عرضه مستقیم کالا می پرداختند. هنوز هم هست. همین 5 شنبه گذشته به صومعه سرا می رفت که از جوما بازار(جمعه بازار) رد می شدم، رفتم بازار را بر رسی کردم دیدم انواع محصولات کشاورزی خصوصا برنج به صورت مستقیم در دسترس است.
تبریزلی، برود به صفحه کاربری اش در ویکی فارسی.
میرزایأ جخترأده/ میرزا بمورد! ------------------------------
ورگˇ اؤجا:
«امرو دئه جنگلˇ گیلؤن دأنی...
امرو دئه صدته کوچیخؤن دأنی»
(م.راما)
خیلی خوشحالم که جزء خیل شیفتگان او حلقه نیید (البته ورگˇجی جز این انتظار نداشتم). خیلی رادیکالند و خیلی هم طرفدار دأنن. هینه واسی خواسم م آنالتیک هم بدونم چیسه فکر نکنم ایرانˇمئن زیاد از ایشون مطلب نأبی. از او طرف هم فکر کؤنم جان رالزˇافکار که جزء لیبرالؤنˇتساوی طلب ایسته و او تفکراتی کی تحت تاثیر او بو(مالتی کالچرالیزم وشهروندی مورسؤن) قابل تامل ببی.(اله مو خودم هیچی نؤدؤنم چنته ایسم بأردم نه اینکه ایشونˇشناسنم!اما خا شناختن) فکر کؤنم ایشونˇبهترشناختن بی ارتباط با گیلؤن نبی!(چرء معلومه...بمردیم از خودسانسوری)
توکلی می خواد از شما شکایت کنه که چرا فلان خبر رو گذاشتین تو معرفی زیته؟- خبری که تو زیته دیگه نیست. یعنی تهدیدش همین بوده دیگه؟ چرا می خواد شکایت کنه؟ خلاف شرع یا اقدام علیه امنیت ملی نبود که.(بود؟!!!) آقای توکلی برار جان! گهی زین به پشت و گهی پشت به زین!
بنده زیادی خنگ می زنم؟!
می خواست بره شکایت کنه بگه امین حسن پور خبری رو در معرفی زیته گذاشته بود که خبر گزاری فارس هم نوشته بود و روزنامه اعتماد هم از ش نوشته بود و ما سانسورش کردیم.
نه نه ...می خواست بره شکایت کنه بگه تیتر خبر رو گذاشته و نه خود خبر رو.
من زیادی خنگ می زنم و یا واقعا همینا رو می خواست تو شکایت نامه اش بنویسه که تهدید کرده بود...
خیلی تأسف دره. گیلکی لغتنامه دوسته ببسته(http://www.gilak.com/)
، شیون سایت جه کار دکفته (http://www.sheevan.com/)
چه ره أطو ببست؟!ای نفر به داد فارسه!
______________
مسعودˇمقئالان جالب بو.دریای همیشه کاسپین!
امین جان بوشو می داستانأ گیلکی ویکی پدیا گت ولگˇجه بخان. ----------------------------------------
داخر نفامستم "گت ولگ" چی معنی دهه؟
"ازه دانشنامه" چی معنی دهه؟
شاید هن کلماتˇناآشنا باعث به کی خیلیان گیلی ویکی پدیا جه فاصله بیگیرد.
بهتر نیه ءن کلماتˇجا کلماتˇدیگری ایستیفاده بوکونی؟
عزیز جؤ>ع ویکیپدیا اصلی صفحه که داستانˇ جا نیه. ویکیدیا دانشنامه دائرةالمعارف) ایسسه. امه حق ندأنیم خودمؤنˇ هنر آثاری اونˇ مئن بنیم مگر اینکه اونقدر معروف ببیم که دیگران امی اسمه (هنده امی اسمه، نه امی آٍاره) اونˇ مئن بأرن.
در ضمن:
1- گت یکته مازندرانی واژه ایسسه که هو «پیله» معنیه دئنه. یعنی: بزرگ. گتˇ ولگ یعنی: homepage
(آلبته مو خودم ای ترجمه همره موافق نیم)
2- أزئه: یعنی آزاد. أزئه دانشنامه یعنی دائرةالمعارف آزاد.













