گيجيک

گيجيک به معنی حاشيه، جايی‌ست برای نوشتن آن‌چه که جايی در روند معمول ورگ ندارد، اما بايد نوشته شود!

برای نجابت سید کوهزاد اسماعیلی:

همین اول کار نوشته باشم که قصد ندارم از این یادداشت‌های «لطفا فلانی را آزاد کنید» و «کمپین برای آزادی بهمان کس» بنویسم. راستش بلد نیستم. دوستان دیگری هستند که خوبتر انجام می‌دهند این کار را.
من فقط بیش از دلگیری از خواندن خبر دستگیری -یا همان بازداشت (بازداشتن از چه؟!)- سید کوهزاد اسماعیلی (فعال مدنی، مسوول شاخه گيلان سازمان دانش آموختگان ايران(ادوار تحکيم وحدت) و وبلاگ‌نویس)، هاج و واج مانده‌ام که کی به کی است و چی به چی!
حسابش را بکنید، برای راهپیمایی 13 آبان به یک سری زور بگویند که آقا نیا! ظرفیت تکمیل است. چشم. نمی‌آییم. اما این دیگر از عجایب و غرایب است که قبل از اقدام به راهمپیمایی بازداشت شوی! شاید یک چیزی باشد شبیه «اقدام پیش‌گیرانه»ی جورج بوش در حمله به عراق و افغانستان.
باری؛ من فقط قصد دارم این دلگیری و هاج و واج ماندم را با خوانندگان ورگ -که خداوند زیادشان کناد!- در میان بگذارم. وگرنه عالم و آدم می‌داند که نه فامیل کوهزادم و نه هم‌فکرش و نه دوست جان‌جانی‌اش. دوستیم با هم. ولی نه جان‌جانی. ولی مگر می‌توان کوهزاد را شناخت و جذب نجابتش نشد؟
زیاد قلم‌فرسایی نمی‌کنم. بروم سر اصل مطلب و آن این‌که عزیزانی که کوهزاد اسماعیلی ما را در یک جای امنی از نمی‌دانم چه چیزی بازداشته‌اید، آزاد نکردید هم نکردید. جدی می‌گویم. فقط لطف کنید بگویید دقیقا به چه جرمی دستگیرش کرده‌اید که ما هم بدانیم. یک جوری هم بگویید که ما هم -غیر از خودتان- قانع شوید. اصلا می‌توانید بگویید به خاطر نجابتش و خلق و خوی آرام و اصلاح‌طلبی نرم و مهربانش. باور کنید قانع خواهیم شد.

در همین باره:
یادداشت فرشته رضایی
یادداشت حامد قلیزاده
یادداشت آرش بهمنی
خبر دستگیری کوهزاد در گویانیوز
وبلاگ کوهزاد (تاسیان)

پی‌نوشت:
کوهزاد آزاد شد و دوباره بازداشت شد!